از نو برایت مینویسمـ ...

پاتریک:هیچی نشده حوصلم سر میره بدجور

باب اسفنجی: زیرش ظرف بزار سر نره... (میخنده؛ هاهاها)


پاتریک: زندگی بی خودی میشه این مدلی خب... فک کنم باید دکترا بخونم...

باب اسنفجی: نخیر اصن لازم نکرده!


پاتریک: وا خب چرا؟

باب اسفنجی: من دیگه طاقت ندارم، حوصله م سر رفت!

#باب_اسفنجی